بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 36

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

« و ذلك قفل الرّوح » اشاره بظلمات نفس است كه مانند قفل و زندان است براى روح و مانع از حركات و تطاير و ترقى آنست و محتمل است كه اشاره بطيران ملكوت باشد كه عالم ملكوت براى آن قفل روح است كه منزل اصلى او عالم جبروت است فوق ملكوت بايد با كليد الهى اين قفل را باز كرده بجبروت و عالم كل خود پرواز كند كه و اليه ترجعون و بموت النّفس حيات القلب تا نميرد نفست از ميل و هوا * كى كند پرواز روحت بر سما قوله « حقيقة النّفس لا تدرك بالعلم و لا تعرف بالوجد » حقيقت نفس كه از سنخ ملكوت و برزخ است ميان جسم و روح و رابطه بين آنهاست و اين صفت و خاصيت اوست ولى حقيقت آنكه مطهر اسمى است از اسماء و در باطن سلاك در صورت زن و خواهر و مادر نمايش دارد و منقسم است بر اماره و لوامه و ملهمه و مطمئنه با علم ظاهرى درك نمىشود و با وجد هم شناخته نمىگردد . « بل تعرف منها الإخلاص » بلكه شناخته مىشود از حقيقت نفس اوصاف و اخلاق آن نه كنه و حقيقت چنانچه در حديث من عرف نفسه فقد عرف ربّه بعضى گفته‌اند كه معرفت نفس با كنه امكان ندارد هكذا معرفت حقتعالى اگرچه نفس را بمعنى روح دانسته و فرق نكرده‌اند و حكماء نفس را اطلاق مىكنند بر نفس ناطقه كه عقل نظرى است و از مدركات است قوله « خلق اللّه النّفس فجعل لها اخلاقا من اخلاق جميع الحيوان » يعنى آفريد حقتعالى نفس را و براى آن قرار داد خويهاى تمامى حيوانات را كه پرنده و چرنده و وحوش و سباع است كه عبارت از اوصاف غضب و شهوت و اكل و شرب است . « فلها خلق من اخلاق الملائكة » يعنى مر او را اخلاقى است از خلقهاى ملائكه كه ميل بر غذاى روح و قلب است كه ذكر و عبادت و عفت است . « و لها خلق من اخلاق الشّياطين و مر او را خلقهائى است از اخلاق شياطين كه فريب و مكر و كبر است . « و خلق من اخلاق الوحش » خلقى از اخلاق وحوش در اوست كه عبارتست از قوه شهوت و بهيميت . « و خلق من اخلاق السّباع و البهيمة » و خلقى هم در او از اخلاق درندگان است كه قوه غضبيه باشد .